جمال الدين محمد الخوانساري
341
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
پس اوست آنكه ادا كرده امانت را وصحيح است عدالت أو ، مراد به « امانت » اموريست كه حقّ تعالى امر كرده مردم را برعايت ونگهدارى آن وگويا بامانت سپرده بايشان ودر قيامت بازخواست خواهد كرد از ايشان ، ومراد اينست كه جمعى كه ظاهر خود را نيكو كردهاند ومردم را امر ميكنند بمعروف ونهى ميكنند از منكر ، هر كه از ايشان باطن أو با ظاهر موافق باشد وآنچه مىگويد عمل كند خود نيز بآن ، پس أو ادا كرده امانت حقّ تعالى را ، وبجا آورده آنچه را امر كرده أو را برعايت آن وواقع وصحيح است عدالت أو . 8657 من وجّه رغبته إليك وجبت معونته عليك . هر كه متوجّه سازد رغبت خود را وبگرداند روى آن را بسوى تو واجب است يارى أو بر تو ، مراد به « وجوب » ثبوت ولزوم در طريقهء مروّت ومردانگيست نه وجوب شرعي كه ترك آن سبب عقاب گردد . 8658 من مدحك بما ليس فيك فهو خليق أن يذمّك بما ليس فيك . هر كه مدح كند ترا به آن چه نيست در تو پس أو سزاوارست باين كه ذمّ كند ترا به آن چه نيست در تو ، مراد چنانكه قبل از اين نيز مذكور شد اينست كه بمدح چنين مدح كنندهء فريب نبايد خورد وأو را دوست خود نبايد دانست ، زيرا كه معلوم است كه رعايت واقع منظور أو نيست بلكه مدح أو از براي غرضى است وهرگاه چنين باشد چنانكه گاهى از براي غرضى مدح تو ميكند به آن چه در تو نيست ، لايقست باو ودور نيست از أو كه گاه ديگر بسبب غرضى ديگر ذمّ كند ترا به آن چه در تو نيست . 8659 من بسط يده بالانعام حصّن نعمته من الانصرام . هر كه بگشايد دست خود را به « انعام » يعنى نعمتدادن ، منع كند نعمت خود را از « انصرام » يعنى از بريده شدن ، يعنى « گشودن دست بانعام » سبب